تبليغاتX
دفترچه بي‌مخاطب

دفترچه بي‌مخاطب

در اينجا فقط نظراتم را ثبت مي‌كنم و اميدوارم كه كسي متوجه نشود!

لطفا توجه نكنيد

آقا ما فكر نمي‌كرديم كه اينقدر آدم بيكار پيدا بشه كه اين حرف‌هاي بي سر و ته ما رو بشينه بخونه؟!

عجب دنيايي شده!

بگذريم، در اين مدت اتفاقات بسيار جالبي در عرصه سياسي افتاده چون مطمئنم كه همه در سايت‌ها اونها رو خونده‌ايد و مي‌دانيد، مخصوصا در خصوص پرونده من و ديگر دوستانم چه حركت‌هايي شده و چه نتايجي داشته است و اگر خدا عمري داد در يك زمان مناسب در مورد هر كدام از اين اتفاقات توضيحاتي را براي روشن شدن بيشتر حقيقت خواهم داد، البته اگر عمري باقي بود و البته اميدوارم كه اين اتفاقات و اين ماجراهايي كه در اين يك ماهه پس از آزادي‌ام و يا ماه‌هاي دوران گرفتاري اتفاق افتاده براي دوستان جوان و علاقه‌مند به سياست درس‌هايي خوبي داشته بوده باشد، زيرا حقيقتا خود من هم هيچگاه فكر نمي‌كردم كه در ايران امروز شاهد چنين ماجراهايي باز هم باشيم، و فقط اميد دارم كه اين ماجراهاي ناگوار براي ديگر دوستان جوان و عزيزم در سراسر كشور تكرار نشود.

خوب انگار دارم خيلي جدي و از موضع پدرانه مي‌نويسم، آقا لطفا در مورد اين مزخرفات من نظر دهيد، من التماس مي‌كنم، استدعا مي‌كنم.

اما مهمترين اتفاق سال جديد ميلادي اين بود كه بالاخره من پس از 66 روز انفرادي تصميم گرفتم كه يه وبلاگ داشته باشم و اونو به روز كنم و از اين نظر خودم هم واقعا شگفت‌زده شدم و خب در اين چند روز  كوتاه هم بسياري از دوستان با درج پيغام‌هاي خودشون به من روحيه مضاعف داده‌اند كه از همه آنها ممنونم و در اين راه منتظر كمك‌ها و نظرات و انتقادات سازنده ساير دوستان هستم زيرا من تازه در ابتداي راهم و با اينكه براي يك كار نكرده (وبلاگ نويسي) مدتي را از خدمت دوستان به اجبار مرخص شدم وليكن از اينكه من را هم در جامعه جزو «وبلاگ نويسان» مي‌دانند به خود مي‌بالم و از اين قرار بود كه تصميم به داشتن وبلاگ گرفتم و در صورت مهيا شدن امكانات فكرهاي زيادي در سر دارم كه در اين خصوص اجرا خواهم كرد.

پس يادتون نره من رو راهنمايي كنيد.

يا علي مدد

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1383ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط حنيف مزروعي  | 

از ابراز محبت دوستان شرمگين شدم

با توجه  به اينكه ما تازه داريم ياد مي‌گيريم كه وبلاگ داشته باشيم

و با توجه به اينكه من يكي از متهمان پرونده وبلاگ نويسان هستم و تا به حال هم هيچ وبلاگي نداشته‌ام و مي‌خواهم براي اولين بار خودم را در اين راه آزمايش كنم تا ثابت كنم كه من رو بيخودي دستگير نكردن

و از آنجا كه براي دو مطلب گذشته‌ام فقط يه نفر اسكرپت نوشت

و اين باعث بسي اميد براي من شده كه وبلاگم يك بازديد كننده داشته است

براي همين هم من اسم وبلاگم را مي‌كنم دفترچه بي مخاطب

اميدوارم كه دوستان مرا شرمگين نموده و يك پيام ديگه هم برايم بگذارند

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1383ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط حنيف مزروعي  | 

جشن تولد

يه جشن تولد نسبتا كوچولو

يه سري دوست قديمي و جديد كه از ديدن همشون به ذوق مياي

و يه غذاي خوب و خوشمزه كه وقتي مخصوصا" قرمه سبزي‌شو مي‌خوري دوست داري انگشتهاتو هم بخوري

و يه عالمه كادوهاي جور و واجور كه كلي از باز كردن آنها سر كيف ميشي

و در آخر هم يه نوازنده خوب كه دل همه رو با موسيقي خوبش مي‌بره

اين هم مطلب الپر كه در مورد همين جشن نوشته

http://alpr.30morgh.org/archives/001221.php

تا سال بعد كه ايشالا مفصل‌تر بگيريم،

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1383ساعت 12:7 بعد از ظهر  توسط حنيف مزروعي  | 

خاطرات روزانه

از امروز مي‌خوام خاطرات روزانه‌ام رو در اين محل يادداشت كنم تا اگه شد روزي صفحه مستقلي براي خودم ايجاد كنم و بتونم در آنجا نظرات و خاطرات شخصي‌ام رو بنويسم.

خوب براي امروز ديگه بسه زياد از خاطراتم نوشتم.

تا فردا خداحافظ

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم دی 1383ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط حنيف مزروعي  |