لطفا توجه نكنيد
آقا ما فكر نميكرديم كه اينقدر آدم بيكار پيدا بشه كه اين حرفهاي بي سر و ته ما رو بشينه بخونه؟!
عجب دنيايي شده!
بگذريم، در اين مدت اتفاقات بسيار جالبي در عرصه سياسي افتاده چون مطمئنم كه همه در سايتها اونها رو خوندهايد و ميدانيد، مخصوصا در خصوص پرونده من و ديگر دوستانم چه حركتهايي شده و چه نتايجي داشته است و اگر خدا عمري داد در يك زمان مناسب در مورد هر كدام از اين اتفاقات توضيحاتي را براي روشن شدن بيشتر حقيقت خواهم داد، البته اگر عمري باقي بود و البته اميدوارم كه اين اتفاقات و اين ماجراهايي كه در اين يك ماهه پس از آزاديام و يا ماههاي دوران گرفتاري اتفاق افتاده براي دوستان جوان و علاقهمند به سياست درسهايي خوبي داشته بوده باشد، زيرا حقيقتا خود من هم هيچگاه فكر نميكردم كه در ايران امروز شاهد چنين ماجراهايي باز هم باشيم، و فقط اميد دارم كه اين ماجراهاي ناگوار براي ديگر دوستان جوان و عزيزم در سراسر كشور تكرار نشود.
خوب انگار دارم خيلي جدي و از موضع پدرانه مينويسم، آقا لطفا در مورد اين مزخرفات من نظر دهيد، من التماس ميكنم، استدعا ميكنم.
اما مهمترين اتفاق سال جديد ميلادي اين بود كه بالاخره من پس از 66 روز انفرادي تصميم گرفتم كه يه وبلاگ داشته باشم و اونو به روز كنم و از اين نظر خودم هم واقعا شگفتزده شدم و خب در اين چند روز كوتاه هم بسياري از دوستان با درج پيغامهاي خودشون به من روحيه مضاعف دادهاند كه از همه آنها ممنونم و در اين راه منتظر كمكها و نظرات و انتقادات سازنده ساير دوستان هستم زيرا من تازه در ابتداي راهم و با اينكه براي يك كار نكرده (وبلاگ نويسي) مدتي را از خدمت دوستان به اجبار مرخص شدم وليكن از اينكه من را هم در جامعه جزو «وبلاگ نويسان» ميدانند به خود ميبالم و از اين قرار بود كه تصميم به داشتن وبلاگ گرفتم و در صورت مهيا شدن امكانات فكرهاي زيادي در سر دارم كه در اين خصوص اجرا خواهم كرد.
پس يادتون نره من رو راهنمايي كنيد.
يا علي مدد
