|
|
دو برنامه در يك روز |
|
جلسه كانون مدافعان حقوق بشر |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه سی ام دی 1383ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط حنيف مزروعي |
|
||
|
|
ديدار با دادستان كل كشور |
|
|
چند روز پيش به همراه پدرم به ديدار حاجآقاي دري نجفآبادي دادستان كل كشور رفتيم. ديدار ما نزديك به ۱ساعت به طول انجاميد و من در اين مدت تا آنجا كه وقت بود تصويري از دوران زندانم را براي ايشان توضيح دادم. البته بعضي اوقات در حين تعريف كردن ماجراهاي اعتراف گيري براي مسائل اخلاقي خودم هم خجالت ميكشيدم كه بيادبيها و توهينهايي كه شده را توضيح دهم ولي سعي ميكردم شرح ماجرا را بدون هيچگونه كم و زيادي بدهم. از نكات جالب توجه در ديدارمان اين مسئله بود كه در حين اينكه من داشتم در خصوص محل بازداشتگاهمان توضيح ميدادم، ايشان گفت كه شما كه در اوين بوديد، كه من توضيح دادم كه من هيچگاه در اوين نبودم و تنها حضور من در اوين يك زمان ۱ ساعته بود كه من را براي انجام ملاقات دومم به زندان اوين برده بودند و مشخص هم بود كه من را براي ملاقات دارند از يك نقطه ديگر تهران به آن زندان ميآورند و وقتي محل بازداشتگاه را به ايشان گفتم با كمال تعجب به من گفت كه من حتي موقعي كه وزير اطلاعات هم بودم از وجود چنين محلي بيخبر بودم و بسيار براي خود ايشان هم تعجب برانگيز بود. در كل طول مدت ملاقاتمان ايشان با علاقه تمام به حرفهاي من و پدرم گوش فرا ميدادند و هر جا سئوالي هم داشتند ميپرسيدند و در آخر هم ابراز اميدواري كردند كه با پيگيريهاي رئيس قوه قضائيه اين مسائل پيگيري شده و با خاطي برخورد شود. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم دی 1383ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط حنيف مزروعي |
|
||
|
|
مزروعي: تا روزي كه به ادعاهاي افراد بازداشتي و از جمله فرزندم در يك دادگاه صالحه و علني رسيدگي نشود |
|
|
پدرم در نامهاي به به اظهارات سخنگوي قوه قضائيه پاسخ داده است كه از آنجايي كه فكر كنم كسي كاملش را منتشر نميكند بهتر است اينجا بخوانيد.
متن نامه: متأسفانه هربار كه سخنگوي قوه قضائيه، طي مدتي كه به اين مسؤوليت منسوب شدهاند، اظهاراتي بيان داشتهاند نادرست و يكسويه بوده است و اينجانب به ناچار از پاسخگويي شدهام. در مورد اظهارات اخير ايشان نيز توضيحات ذيل را لازم ميدانم: 1- گفتهاند: «درباره اين پرونده در وهله اول هرگونه ادعايي بايد از مرجع قانوني پيگيري و سئوال شود و برابر صراحت قانون اساسي قوه قضائيه مرجع اصلي رسيدگي به تظلمات همه شهروندان است: پاسخ: اينجانب در طي دوران بازداشت فرزندم نامههايي سرگشاده خطاب به مسئولان قوه قضايئه(سئوالاتي از مدير روابط عمومي دادسراي عمومي تهران و انقلاب تهران مورخ 26/6/83 قانون احترام به آزاديهاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي اجرا نميشود مورخ 30/6/83 و پاسخ به مطالب مدير روابط عمومي دادسراي عمومي و انقلاب تهران مورخ 5/7/83) و رياست محترم اين قوه (در تاريخهاي 4/7/83 ، 18/7/83 ، 9/8/83) نوشتهام و دادخواهي كردم. از سخنگوي محترم ميپرسم كه قوهقضائيه كه مرجع اصلي رسيدگي به تظلمات شهروندان است در مورد دادخواهي بنده چه كرده است؟ و آيا اين درست كه مسئولان اين قوه نسبت به شكايت و دادخواهي امثال بنده هيچكاري نكنند تا آن فجايع در زنداني غيرقانوني رخ ميدهد؟ مسلما" اگر همانروزها به ماجراي بازداشتگاه رسيدگي ميشد ما امروز شاهد آنچه ميشنويم نبوديم، و در اين ميان عدهاي از جوانان اين مرز و بوم زير دست و پاي قانون گريزان گرفتار نميشدند. ضمن اينكه هنوز دير نشده است و آقاي سخنگو ميتوانند كمر همت بالا زنند و راه رسيدگي به اين موضوع را هموار نمايند، هر چند كه در اين ملك ظاهرا عدالت وارانه اجرا ميشود و ديگران كه خود مسبب اين فاجعه بودهاند از امثال بنده كه پيگير اين ماجرا بودهام شكايت كرده و ميخواهند كه بنده را به نشر «نشر اكاذيب» به بازپرسي و محاكمه بكشند؟ 2- گفتهاند: «توصيه ميكنم اين افراد ادعايشان را از طريق دادسراي تهران پيگيري كنند و از مراجعه به مراجع غيرمرتبط كه در اين باره صلاحيت ندارند، پرهيز كنند زيرا ما در كشور جمهوري اسلامي ايران زندگي ميكنيم كه بهترين قانون اساسي، قوانين و مقرارات جزايي و بهترين حمايت قانوني را از شهروندان دارد.» پاسخ: بنده هم در اين كشور زندگي ميكنم و چهار سال تجربه قانونگذاري و نزديك به 30 سال سابقه فعاليت سياسي دارم، از اينرو فكر ميكنم ايشان شوخي ميفرمايند. سخنگوي محترم قوه قضائيه دعا ميكنم كه شما گرفتار نشويد تا دريابيد كه در اين كشور چه ميگذرد؟ وقتي با امثال بنده و فرزندم چنين ميكنند خدا به داد شهرونداني برسد كه هيچ پشت و پناهي ندارند. در همين ماجراي سايتهاي اينترنتي بازداشتيها راجع به فردي به نام آقاي راد حدود 60 ساله و كتابفروش صحبت ميكنند كه بنده خدا به جرم فروش كتاب ضاله نزديك به 110 روز در سلول انفرادي بوده و هيچكس به فريادش نميرسد. سخنگوي محترم شما اگر در اجراي عدالت صداقت داريد و مصمم به دفاع از حقوق شهروندان و اجراي بهتر قانونها هستيد همين يك مورد را پيگيري كنيد تا دريابيد كه در اين كشور چه ميگذرد و ما در كجا زندگي ميكنيم! روشن است كه افراد مظلوم براي دادخواهي به هر كجا كه دستشان برسد رجوع خواهند كرد. 3- گفتهايد: «در تمام دنيا مرجع رسيدگي به تمامي تخلفات، دستگاه قضايي است و نميتوان انتظار داشت كه به تخلفات اين دستگاه، مرجع ديگري رسيدگي كند چرا كه در چنين حالتي يك دور باطل حاصل ميشود». پاسخ: متاسفانه دور باطل حاصل شده است و آن اينكه همانان كه خلاف ميكنند خود از پيگيران موضوع خلاف شكايت ميكنند.آيا در چنين وضعيتي هيچكس جرئت رجوع به دستگاه قضايي را خواهد داشت؟ از قديم گفتهاند هرچه بگندد نمكش ميزنند واي به روزي كه بگند نمك! تا زماني كه دستگاه قضايي نشان ندهد كه پناه بيپناهان است و در رسيدگي به تظلمات عينك سياسي و جناحي بر چشم نميگذارد و دادستاني تهران از مخالفان خود زهر چشم نميگيرد مسلم بدانيد كه افراد مرتبط با پرونده موسوم به سايتهاي اينترنتي جرئت نزديك شدن به دستگاه قضايي براي شكايت و درخواست رسيدگي را ندارند و ناچار از پيگيري در مراجع ديگرند. 4- گفتهاند: «قوه قضائيه اعلام ميكند كه هيچ تخلفي در نظام جمهوري اسلامي از مجازات مصون نيست و در صورت اثبات ادعاي وبلاگ نويسان همانند پرونده مرحوم رجبيثاني به طور قاطع رسيدگي خواهد شد». پاسخ: اميدوارم كه اين سخن سخنگو در عمل نيز اثبات شود و روزي شاهد مجازات افرادي باشيم كه از قدرت قانوني خود سوءاستفاده كرده و با اين ادعا كه آنها ربع قدرت جمهوري اسلامي و از اركان اصلي نظامند دست به هر كار ميزنند باشيم. به جرئت ميگويم كه امروزه تقريبا بر مسئولان قوه مجريه و قضائيه همه ماجرا با جزئيات روشن شده است و فقط كافي است اراده و عزمي براي رسيدگي وجود داشته باشد. مسلم بدانيد كه اقدام به اينكار و پاكسازي غدههاي سرطاني به نفع، نظام جمهوري اسلامي ايران است. اما اگر باز هم شاهد اينگونه كليگوييهاي و مدعاها باشيم در آينده رخدادهاي بدتر از اين ماجرا را بايد انتظار كشيم. در پايان اعلام ميكنم كه اينجانب تا روزي كه به ادعاهاي افراد بازداشتي مرتبط با پرونده موسوم به سايتهاي اينترنتي و از جمله فرزندم در يك دادگاه صالحه و علني رسيدگي نشود به هيچ احضاريه در رابطه با اين موضوع توجه نكرده و در بازپرسي حاضر نخواهم شد چرا كه فكر ميكنم آنهايي كه شكايت كردهاند دست پيش را گرفتهاند تا پاسخگو به اقداماتي كه كردهاند نباشند. والسلام رجبعلي مزروعي |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی 1383ساعت 6:59 بعد از ظهر  توسط حنيف مزروعي |
|
||
|
|
ملاقات اعضاي پرونده وبلاگ نويسان با هاشمي شاهرودي |
|
|
روز گذشته جمع زيادي از بچههاي درگير با پرونده سايتهاي اينترنتي يا همان وبلاگ نويسان با رئيس قوه قضائيه ديدار كردند، كه من هم يكي از آن افراد بودم.
البته قرار نبوده كه خبر اين ديدار به درخواست خود مسئولان قوه قضائيه منتشر شود ولي سخنگوي اين قوه اين خبر را منتشر كرده و در مصاحبه با ايسنا موضوع را گفته كه وقتي ديدم خيلي تعجب كردم و وقتي بيشتر تعجب كردم كه ديدم گفته دادستاني مامور پيگيري پرونده تخلفات در خصوص پرونده ما شده است!!!! متن مصاحبه را در سايت ايسنا بخوانيد. البته ايلنا هم چنين خبري را منتشر كرده كه منبع آن هم معلوم نيست، ظاهرا خود مسئولان قوه قضائيه علاقه بيشتري به انتشار اين خبر داشتهاند. همانطور كه پيشبيني كرده بودم شمسالواعظين هم در خصوص پرونده شكايتي نيروي انتظامي هم به دادگاه احضار شد. خبر ايسنا در خصوص احضار شمسالواعظين البته پدرم كه اعلام كرده به دادگاه نخواهد رفت ولي شمس را نميدانم.و |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی 1383ساعت 6:55 بعد از ظهر  توسط حنيف مزروعي |
|
||
|
|
عكس سايت خبري ياهو |
|
|
Web blogger Hanif Mazrouei, one of more than 20 journalists detained since a new crackdown on pro-reform Iranian media was launched in September, shows the blindfold he was made to wear for most of the 66 days he was kept in solitary confinement, during an interview with The Associated Press, in Tehran, Iran, Tuesday, Jan. 11, 2005. My interrogator punched me in the head and stomach and kicked me in the back many times to force me confess to having illegal sex and endangered national security through my writings, Mazrouei said. (AP Photo/Vahid Salemi) |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی 1383ساعت 1:40 قبل از ظهر  توسط حنيف مزروعي |
|
||
|
|
تحركات جدي در پرونده وبلاگ نويسان |
|
|
با كمال عذرخواهي از تمامي دوستان كه من دير به دير وبلاگ رو به روز ميكنم.
البته علت هم روشنه، در روزهاي اخير و خصوصا هفته اخير تحركات بسيار جدي و تا حدودي خوشايند در پرونده ما بوجود آمد كه كمي همه بچههاي اين پرونده را اميدوار كرده، البته از طرفي پدرم و عيسي سحرخيز هم به دادگاه احضار شدند و احتمالا شمسالواعظين هم نفر بعدي خواهد بود و طرف مقابل هم دست بردار نيست، دوستان اگر اجازه بدهند من نظرم اينست كه كمي صبر كنيم تا اوضاع و شرايط را بسنجم و بعد مطالب گفتني فراواني از آن دوران براي دوستان دارم كه به مرور خدمتشان عرضه خواهم كرد. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم دی 1383ساعت 9:37 قبل از ظهر  توسط حنيف مزروعي |
|
||



