تبليغاتX
دفترچه بي‌مخاطب

دفترچه بي‌مخاطب

در اينجا فقط نظراتم را ثبت مي‌كنم و اميدوارم كه كسي متوجه نشود!

ياد باد آن روزه گاران

امروز نمي دانم چرا ناخودآگاه دلم براي مجلس هفتمي ها سوخت!

آدم ياد ماه اول مجلس ششم افتاد،

دنيا عجب بازيهايي داره، هيچ وقت فكر نمي كردم كه روزي هم برسه كه اونها هم حس آن موقع ما را داشته باشن،

يه نكته هم از قول يكي از بزرگان و اينكه «حالا وزرا‍ء هيچكس رو ديگه تحويل نمي گيرن» !

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1383ساعت 11:8 قبل از ظهر  توسط حنيف مزروعي  | 

انسانم آرزوست

امروز قصد داشتم يه مطلب سياسي بنويسم، ولي اتفاقي افتاد كه حالم رو دگرگون كرد،

عصر موقع برگشتن به خونه، توي خيابون دو تا ماشين روبروي من با هم تصادف كردن،

دو تا راننده پس از مشاجره لفظي كوتاهي به جان هم افتادن و شروع به كتك كاري و فحاشي نسبت به هم كردن،

از ديدن اين صحنه يكدفعه ياد لحظه‌هاي تلخ دوران گرفتاري افتادم،

ياد لحظه‌هاي سياهي با چشم بسته .... بر صورت و بدنت نواخته مي‌شد،

ياد زماني كه دوست داشتي هيچ وقت خدا به تو گوشي نمي‌داد تا آن .... را نشنوي،

و ياد هزاران خاطره بد و ناگوار .... آن دوران كوتاه اما پر درد،

حالم بد شد، كناري ايستادم تا حالم سر جايش بيايد و پس از اينكه هوايي تازه كردم دوباره به سمت خانه به راه افتادم،

راستي چرا ما به اين راحتي بر يكديگر ظلم و جفا مي‌كنيم،

چرا كساني كه هيچ شناختي نسبت به هم ندارند منطق را كناري گذارده‌اند و به زبان مشت و ناسزا با هم سخن مي‌گويند،

و چرا .... و هزاران چراي ديگر،

وجودم از اين همه رفتار غيرانساني افراد و جامعه در حق هم بيزار شده،

اميدوارم كه تمام كساني كه در حقشان ظلمي تا كنون كرده‌ام مرا ببخشند،

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1383ساعت 9:39 بعد از ظهر  توسط حنيف مزروعي  | 

قرارهايي كه براي وبلاگ نويسان تنظيم مي‌شود!!؟

روز گذشته يكي از دوستان هم پرونده‌اي به من خبر داد كه اگر خواستيد به ديدن رئيس جمهور و مجلس برويد من را هم با خود ببريد!

كه من تعجب كردم و گفتم كه قرار نيست ديدن كسي ديگر برويم.

اين گذشت تا اينكه عصر يكي ديگر از دوستان من را در جريان خبر ايسنا قرار داد كه متهمان پرونده سايت‌هاي اينترنتي و وبلاگ نويسان در پي ديدار با روساي جمهور، مجلس و كميسيون اصل نود هستند كه وقتي خبر را خوندم بقدري عصباني شدم كه سريع به بقيه بچه‌ها تماس گرفتم كه آيا شما در جريان چنين ماجرايي هستيد و هيچكس خبر نداشت و تازه بعضي‌ها فكر مي‌كردند كه من دنبال چنين كاري هستم.

خلاصه بعد از پرس و جوهايي فهميدم كه يك نفر براي خود شيريني بدون هماهنگي حتي با يك نفر از بچه‌ها براي خودش دارد قرار تنظيم مي‌كند و براي اينكه از قافله عقب نماند برنامه تدارك مي‌بيند.

از نكات جالب اين ماجرا اينست كه ما تقاضاي ديدار با رئيس مجلس و كميسيون اصل نود را داشته‌ايم، من خودم شخصا با توجه به موارد مكرر اظهارات بعضي از آقايان در مجلس در خصوص پرونده ما خصوصا آقاي مظفر كه در يك مصاحبه هر چه دوست داشت نثار ما فرموده بودند و بعد از روشن شدن قضيه آن مصاحبه‌هاي تلويزيوني بچه‌ها حاضر نشد حرف‌هايش را اصلاح كند، هيچگاه در چنين جلسه‌اي حاضر نخواهم شد، زيرا براي آقاياني كه عادت دارند يك طرفه به قاضي بروند، شنيدن حرف‌هاي ما چندان تفاوتي در رفتارشان نخواهد داشت، در خصوص ديدار با رئيس جمهوري هم فكر مي‌كنم اگر ما قبل از دادن گزارش به هيات پيگيري و نظارت بر حسن اجراي قانون اساسي خدمت ايشان مي‌رسيديم جايي براي طرح شدن داشت ولي با توجه به اينكه ايشان در جريان گزارش كامل ما به هيات نظارت هستند ديگر محملي هم براي اين مبحث نيست، گو اينكه ديدار ايشان به قصد گفت‌وگو مغتنم است.

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1383ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط حنيف مزروعي  | 

پاسخ دوباره پدرم به اظهارات عجيب و غريب سخنگوي قوه قضائيه

امروز ديدم كه پدرم باز هم به اظهارات جديد سخنگوي قوه قضائيه پاسخ داده است

پاسخ پدرم به سخنگوي قوه قضائيه در سايت خبري گويا

البته من متوجه نمي‌شوم كه چرا مدام سخنگوي يك قوه انكار مي‌كند كه ما در انفرادي نبوديم در حالي كه هنوز تمامي هم پرونده‌هايي‌هاي من زنده هستند و حاضرند اين مسئله را شهادت دهند و حتي در ديدار با رئيس قوه قضائيه هم اين موضوع را گفته‌اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1383ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط حنيف مزروعي  |